
سلاااااااام! دیگه فکر کنم همتون از قضیه امشب مطلع بودین....
چهارشنبه سوری!!!

امشب من فقط از پنجره به بیرون زل زدم.....دیدم سیگارت هایی را که از ترس قرار گرفتن در مقابل نارنجک ها در خود بی صدا فریاد می زدند...اما فریادشان به گوش هیچ کس نمی رسید!
من دیدم أن قاشق زن هایی را که دیگر آجیلی در قاشق آن ها خود نمایی نمی کرد و باز هم افسوس که جای اجیل را باتوم یگان ویژه گرفت....
دیدم من آن آتشی را که دگر مانع از پریدن کسی نبود....بلکه مجبور بود ترقه ها را در خود ببلعد.....
امشب بارانی نیامد تا بدی ها را بشوبد......
اما در این میان تن کسی در قبر می لرزید.....آری او سیاوش بود....
سیاوشی که روزی باعث و بانی این جشن بود....امشب به غلط کردن افتاده بود و غبطه می خورد که کاش هیچ وقت از روی آتش نمی پرید.....
اما حیف که کاشکی ها هیچ وقت به حقیقت نمی پیوندند...
حیف!!!
تولد با تاخیر!!!
دیروز روزی بود که من بادم افتاد الان یه ساله چه دوستایی پیدا کردم...!
از طایفه اس اسیا گرفته تا بچه مثبتا و طایفه هایی از عشق تورس...!
روزی که یادم افتاد تو این وبلاگ همه جور طعمی رو چشیدم....!
از تحلیل و تمجید گرفته تافحش و کل کل با دخترایی که به غیر از حرف خودشون حرف بقیه باد هواست..!!
:: آهنگسرا تولدت مبارک!!! ::
اینم چند تا آهنگ قشنگ رپ که به لطف دوست خوبم آرین....یه چیزایی از رپ بارم شده...
اندازه ترقه هایی که امشب ترکید دوستتون دارم...بااااااای!!!![]()
![]()
![]()
![]()
